خبرگزاری ایسنا - سواد رسانهیی نوعی درک متکی بر مهارت است که براساس آن میتوان انواع رسانهها و همچنین تولیدات رسانهیی را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. در واقع سواد رسانهیی آمیزهای از تکنیکهای بهرهوری مؤثر از رسانهها و کسب بینش و درک برای تشخیص آنها از یکدیگر و همچنین قدرت درک نحوه کارکرد رسانهها و معنیسازی در آنهاست، ضمن این که میتوان آن را دسترسی، تجزیه و تحلیل و نیز تولید ارتباط در شکلهای گوناگون رسانهیی و مصرف انتقادی محتوا دانست.
به عقیده تحلیلگران حوزه رسانه، سواد رسانهیی در جهت برخورد هدفمند با رسانه مطرح میشود چراکه این برخورد هدفمند، از جمله دلایل بالا رفتن سطح آگاهی در تمامی اقشار جامعه به عنوان مخاطبان رسانه است که میتواند به ایجاد ارتباط دو سویه و مشارکتجویانه با رسانهها از یکسو و تقویت ساختارهای دموکراتیک جامعه در راستای مباحث نقد و مشارکت فعالانه در حوزه رسانه در بین شهروندان از سوی دیگر منجر شود.
آنچه میتواند در سواد رسانهیی مطرح شود، آموزش مهارتهای لازم برای برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانهها و در عین حال به وجود آوردن نگاهی دقیق، نقاد و تحلیلی به پیامهای رسانهیی (مکتوب، دیداری و شنیداری) است.
به گفته کارشناسان همچنین آگاه و هوشیار کردن، اختیاربخشی و آزادسازی مخاطب جزو اهداف ویژهی سواد رسانهیی است چراکه یک شهروند فعال و باسواد است که میتواند تنها بیننده صرف نبوده و عکسالعمل خود را در برابر رسانهها اعلام کند و در نتیجه در ایجاد تغییرات اجتماعی مثبت فعالیت داشته باشد.
سواد رسانهیی، یادگیری چگونگی پیدا کردن پیام موردنظر درمیان انبوه پیامهاست
دکتر مهدی محسنیانراد - استاد ارتباطات - در گفتوگو با ایسنا، در این باره میگوید: سوادی که بر اساس آن، مخاطب فرا میگیرد در شرایط انبوه شدن پیامها در سپهر ارتباطی، چگونه به آسانی پیامهای مورد نیاز خود را پیدا کند، سواد رسانهیی نام دارد، بدین معنا مخاطب با فراگیری سواد رسانهیی میآموزد رسانهی مورد نظر کدام پیام را با هدف خبررسانی منتشر میکند و کدام پیام را به قصد پروپاگاندا.
وی افزود: سواد رسانهیی یک مفهوم قدیمی است که اولین بار در سال 1965 توسط مارشال مک لوهان در یکی از کتابهایش عینا به کار برده شد؛ مک لوهان معتقد بود زمانی که دهکدهی جهانی فرا رسد باید انسانها به سواد جدیدی به نام سواد رسانهیی دست یابند، اما در دنیای امروز اصطلاح سواد رقومی بیش از سواد رسانهیی رواج یافته است.
این استاد ارتباطات با اشاره به این که سواد رسانهیی با سواد رقومی تا حدودی تمایز دارد، تصریح کرد: سواد رقومی بیشتر در ادبیات حوزهی علوم ارتباطات مطرح است و مفهوم آن عبارت از توانایی استفاده از تکنولوژیهای نوین اطلاعات و ارتباطات برای هر فرد است؛ به طور مثال سواد رقومی برای یک تهیه کننده سینما به معنای حذف دکور و جایگزین کردن دوربینهای رقومی یا استفاده از کامپیوتر به جای روشهای سنتی برای حذف x فریم از یک فیلم است.
سواد رسانهیی در جامعه ما با شکاف بزرگی مواجه شده است
حسینعلی افخمی - مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی - نیز در اینباره معتقد است: در جوامع امروزی سواد رسانهیی اهمیت بیشتری یافته است، چراکه با پیشرفت جوامع و توسعه تکنولوژیهای نوین و نیز اطلاعات، ارتباطات و روشهای انتشار پیام، یک نوع پیچیدگی زبانی در رسانهها به وجود میآید که به تناسب آن، شهروندان هم باید توانایی بهرهگیری از این رسانهها را داشته باشند.
به گفته او در واقع سواد رسانهیی یک نوع برنامهی توانمندسازی است که شهروندان بتوانند زبان رسانهیی جدید را درک کنند، از این رو اگر دولتها نسبت به توانمندسازی در مقابل زبان رسانهیی جدید بیتفاوت باشند، جامعه به دو گروه تقسیم میشود که یک گروه توانایی درک پیامها را دارند، اما گروه دیگر از غافله عقب میمانند چون توانایی همگامی با رسانههای جدید را ندارد.
این مدرس ارتباطات با اشاره به این که در کشورهای پیشرفته، آموزش رسانهیی از دبیرستان آغاز میشود، تصریح کرد: در این جوامع سواد رسانهیی جزیی از آموزشهای اجباری است تا شهروندان از جامعهی جدید عقب نمانند، اما سواد رسانهیی در جامعه ما با شکاف بسیار بزرگی مواجه است بنابراین دولت باید برنامههای توانمندسازی شهروندان را در اولویت قرار دهد، یعنی همانطور که در جبههی مبارزه با بیسوادی حرکت میکند باید سواد رسانهیی را نیز در جامعه، بویژه در مدارس آغاز کند.
رشد سواد رسانهیی با حرکت جوامع به سوی جامعه اطلاعاتی
احمد میرعابدینی - مدرس ارتباطات - هم در اینباره میگوید: ارتباطات مانند سایر رشتههای علمیمانند فیزیک، شیمی و طب دارای شاخههای متعددی است که یکی از شاخههای اصلی آن سواد رسانهیی است که به دو بخش عام وخاص تقسیم میشود، ضمن اینکه متناسب با نیازهای شهروندان هر جامعه نیز باید توسعه یابد.
وی افزود: در بخش عام سواد رسانهیی چگونگی بهرهگیری از پیامهای رسانهیی، با توجه به جایگاه و اهمیت آنها برای مخاطبان مشخص میشود تا آنها بدانند چگونه از پیامهای رسانهیی در جهت انجام کارهای روزانهی خود استفاده کنند، اما در بخش خاص سواد رسانهیی، با استفاده از دیدگاه علمی و تخصصی، زمینهی رشد آن فراهم میشود.
این مدرس ارتباطات با اشاره به این که سواد رسانهیی در ایران در یکی، دو دههی اخیر گسترش بیشتری پیدا کرده است، تصریح کرد: بخش کوچکی از توسعهی این سواد را عوامل داخلی مانند رسانهها به وجود آوردهاند، اما در مقابل، حجم عمدهی آن به دلیل تغییر و تحولات در جهان امروز و حرکت جوامع به سوی جامعهی اطلاعاتی بوده است.
سواد رسانهیی مخاطبان بالاست، رسانهها پاسخگوی نیازها نیستند
اما حسین قندی - مدرس روزنامهنگاری - در اینباره معتقد است: مخاطبان ما از سواد رسانهیی بالایی برخوردارند، اما رسانههای داخلی پاسخگوی نیازهای آنها نیستند.
وی افزود: سواد رسانهیی باید از دو منظر تخصصی وعمومی نگاه شود؛ به طور مثال در حوزهی مطبوعات باید برسی کرد روزنامهها و مجلات با چه ادبیاتی مینویسند و درمقابل آیا مخاطبان با این ادبیات آشنا هستند، در واقع توانایی درک پیامهای آنها را دارند.
به گفته او اغلب مطبوعات داخلی، ادبیات و واژگانی را به کار میگیرند که درک آن برای مخاطبان بسیار دشوار است، شاید یکی از دلایلی که روزنامههای داخلی با کم اقبالی مواجهند فاصلهگیری ادبیات روزنامهها با سواد عامهی جامعه است.
اما مخاطبان ما از بعد سواد رسانهیی رشد بهتری نسبت به گذشته دارند؛ به عبارت دیگر مخاطب امروزی توانایی بیشتری در درک پیامهای رسانهیی دارد، که به گفته کارشناسان متاسفانه در کشور ما به دلیل آن که رسانهها شناخت صحیحی از نیازهای مخاطبان ندارند، آموزش سواد رسانهیی نیز از اهمیت چندانی برخوردار نیست چرا که نه مخاطب به اخبار و پیامهای رسانهیی داخلی اعتماد چندانی دارد و نه رسانهها به دنبال پاسخگویی نیازهای مخاطبان هستند.
سواد رسانهیی در توسعه ارتباطات و ارتباطات توسعه موثر است
امید مسعودی - رییس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره - هم در اینباره میگوید: در جوامع امروزی سواد رسانهیی در توسعه ارتباطات (بعد سخت افزاری) و ارتباطات توسعه (بعد نرمافزاری) بسیار موثر است.
به عقیده وی اگر بخواهیم سواد رسانهیی را در جامعه اطلاعاتی بررسی کنیم، ابتدا باید ویژگیها و گفتمان حاکم بر این جامعه را بشناسیم. از طرفی در چنین جامعهای، این مخاطب است که پیامهای متعدد و متنوع رسانهیی را در جهت اهداف خود انتخاب میکند؛ بنابراین باید شناخت کاملی از وسایل ارتباط جمعی و روابط حاکم بر آنها داشته باشد؛ چرا که شناخت این عوامل سبب میشود بداند رسانهها پیامهای خود را با چه هدفی منتشر میکنند.
ضرورت و فایده سواد رسانهیی
اما از سویی امروز در دنیایی زندگی میکنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانهیی قرار دارد چراکه فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است. وقتی تلفن همراه ما به صدا درمیآید، اطلاعات موجود در فضا، پل این ارتباط شده است، یا زمانی که یک مودم، ما را به جهان بیانتهای اینترنت میکشاند نشانهای است بر حاکمیت اشباع رسانهیی و اینکه نیاز داریم در برابر چنین فضایی، یک رژیم مصرف رسانهیی اتخاذ کنیم و در انتخابهایمان دقت کنیم؛ درست مانند غذایی که مراقب کلسترول، ویتامین و مواد دیگر موجود در آن هستیم.
براین اساس در فضای رسانهیی هم باید دانست چه میزان باید در معرض رسانههای مختلف اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری بود و چه چیزهایی از آنها برداشت. به عنوان مثال زمانی که در بزرگراههای اطلاعاتی حرکت میکنیم، سواد رسانهیی میتواند به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایتهایی - اعم از شناخته شده یا ناشناخته - و چه مقدار از آن را مثلا در چترومها بگذرانیم؛ بنابراین میتوان گفت هدف سواد رسانهیی، تنظیم یک رابطهی منطقی و مبتنی بر هزینه - فایده است، یعنی در برابر رسانهها چه چیزهایی را از دست میدهیم و چه چیزهایی را به دست میآوریم و به عبارت بهتر، در مقابل زمان و هزینهای که صرف میکنیم در نهایت چه منافعی به دست میآوریم.
در واقع سواد رسانهیی به شهروندان یک جامعه کمک میکند از پیامهای رسانهیی در زندگی روزمرهی خود به درستی بهره گیرند و کمتر تحت تاثیر پیامهای تبلیغاتی رسانهها قرار گیرند، به تعبیر دیگر شاید بتوان گفت اصلیترین هدف سواد رسانهیی این است که یک نوع استفاده مبتنی بر آگاهی و با فایده از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم.
یکی دیگر از اهدافی که سواد رسانهیی دنبال میکند و یادگیری آن را برای مخاطبان ضروریتر میکند نیز نشان دادن اضافهبار اطلاعاتی است. در شرایط اشباع رسانهیی و در فضای موجود، افراد در معرض حجم بالایی از اطلاعاتی هستند که به برخی از آنها هیچ نیازی ندارند.
به عنوان مثال امروزه بسیاری از نوجوانان مارکها و علایم تجاری جهان را به خوبی میشناسند، اما این اطلاعات در هیچ زمینهای به کار آنها نمیآید، نه قدرت خرید دارند و نه قدرت مصرف اما چون در معرض آگهیهای پیاپی قرار دارند، در این زمینه اطلاعات دارند. پس باید از پیامها و اطلاعات اطرافمان، براساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی نشویم که سوادرسانهیی این امکان را هم در اختیار ما میگذارد.
جنبههای مختلف سواد رسانهیی
به گفته تحلیلگران رسانهیی، ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانهیی و یا به عبارت بهتر، تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانهیی از منابع رسانهیی گوناگون، آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای انتقادی و تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانهها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست، جنبههای مختلف سواد رسانهیی را تشکیل میدهند.
در واقع سواد رسانهیی امروزیتر، به دنبال مقابله با کارکردهای رسانههای بزرگ غالب است که هدفشان تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرتهایی است که خود این رسانهها محصول آنها هستند. به نظر میرسد سواد رسانهیی به عنوان دافعه این فضا و در ستیز با گفتمان غالب رسانههای بزرگ در شرایط اشباع رسانهیی، در اینترنت نسبت به سایر رسانهها سریعتر رشد کرده و به نوعی میتوان آن را نوه دیجیتال نقد رسانهیی کلاسیک به حساب آورد.
نیاز به تولید ادبیات در عرصه آموزش و سواد رسانهیی
کارشناسان معتقدند در عرصه آموزش رسانهیی و سواد رسانهیی باید تولید ادبیات کنیم تا در گام اول مشخص شود دامنه و چارچوب سواد رسانهیی چیست؛ باید ترجمه کنیم تا بتوانیم زمینه یک مطالعه تطبیقی را فراهم کنیم و به معیارهایی برای تعقیب اهداف سواد رسانهیی دست پیدا کنیم. وضعیت سواد رسانهیی در غرب به دلیل آن که تکنولوژیهای مدرن، تمرکز و غلظت بیشتری دارند، باعث شده است تا تئوریسینها و مخاطبان زودتر خطر مسلح نبودن به سواد رسانهیی را درک کنند.
ضمن اینکه حمایت نهادهای آکادمیک از طریق گنجاندن مفاهیم سواد رسانهیی در کتب درسی دانشآموزان و نیز دروس دانشکدههای ارتباطات میتواند در این زمینه بسیار مفید و موثر باشد، حتی خود رسانهها بویژه روزنامهها نیز با توجه به جغرا