تبلیغات در مدیانیوز

 

آخرین اخبار


- چرا «اکونومیست» نداریم؟
- پشت‌ پرده تجارت «لایک» و «فالو» در ایران
- کتاب جدید: سیاست‌گذاری و مدیریت رسانه
- سه دایره روزنامه‌نگاری بحران
- کتاب جدید: سیاست‌ و رسانه در دموکراسی‌های نو ظهور
- برگزاری کنفرانس بین‌المللی روزنامه‌نگاری، تبلیغات و مطالعات رسانه در تایوان
- برگزاری کنفرانس اروپایی رسانه، ارتباطات و فیلم در انگلیس
- کتاب جدید: دین و مبانی ارتباطات
- رسانه‌هایی که حضورشان در نمایشگاه مطبوعات قطعی شد
- رابطه فیس‌بوک و آژانس‌های جاسوسی آمریکا زیر ذره‌بین اروپا

 

گروه خبری: مدیریت و سیاست گذاری رسانه

تاریخ ارسال: جمعه، 21 تیرماه 1392  

 

رسانه قبل از هر چیز، یک بنگاه اقتصادی است

 
 

گفت‌وگو با «علی‌اکبر قاضی‌زاده» درباره لزوم تغییر و به‌روز ماندن روزنامه‌نگاران  

 
 

نگار حسینی - هنگامی که از تغییر در فضای رسانه سخن می‌گوییم، بلافاصله نظرها به سمت دولت و وزارت ارشاد و قوه قضاییه جلب می‌شود، همه نقدها اما به این دسته وارد نیست، تغییر از پایین به بالا هم می‌تواند رخ دهد، جایی از میان تحریریه‌ها و فضاهای آموزشی روزنامه‌نگاری و این وابسته به آن است که مسایل رسانه‌ها، در فضاهای رسانه‌ای برطرف شود. با «علی‌اکبر قاضی‌زاده»، روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاری، در مورد تغییراتی که صرف‌نظر از عملکرد دولت‌ها لازم است در فضاهای مطبوعاتی و رسانه‌ای رخ دهد، گفت‌وگو کرده‌ایم؛ جایی که قاضی‌زاده معتقد است یکی از مهم‌ترین مسایل در فضای رسانه‌ای ایران، نداشتن استقلال به خصوص مستقل‌نبودن روزنامه‌هاست و اینکه یک رسانه قبل از هر چیز، یک بنگاه اقتصادی است.

به‌طور معمول هنگامی که از تغییر در فضاهای رسانه‌ای صحبت می‌شود، نظرها به سمت دولت، کابینه و مطالبه‌هایی از این جنس جلب می‌شود با این حال واضح است که اگر همه مطالبه‌ها از دولت در این عرصه محقق شود، باز هم بخش مهمی از مسایل رسانه‌ها، داخلی و کمتر وابسته به بیرون است. به اعتقاد شما مهم‌ترین مسایلی که در حال حاضر در عرصه رسانه به‌خصوص روزنامه‌های ایران وجود دارد، چیست؟

یک آفت بزرگ که به‌خصوص طی سال‌های اخیر بیشتر در رسانه‌های ایران وجود داشته، این بوده است که به دلایل مختلف متاسفانه بیشتر کسانی که وارد این حرفه شدند، تخصص و توانایی لازم را برای انجام این کار نداشته‌اند. یک دلیل این اتفاق آن بوده که بازار کار در ایران در دوره‌ای، بازار کم‌رونقی بوده است و افراد از روی اجبار و نیاز و بابت اینکه کار دیگری نداشته‌اند، وارد شده‌اند. این خطر بزرگی است. من اغلب از روزنامه‌نگارها در مورد پیشینه حرفه‌ای یا تحصیلی‌شان سوال می‌کنم. خیلی‌ها را می‌شناسم که کارشناس ترمیم بناهای تاریخی بوده‌اند یا در رشته‌های روانشناسی و کتابداری تحصیل کرده‌اند در حالی که این حرفه، حرفه بسیار بسیار دشوار و نیازمند تخصص بالاست.

من همیشه عرض کرده‌ام که روزنامه‌نگار، دو وجه بزرگ دارد: وجه اول داشتن روحیه این کار است که به آن شم روزنامه‌نگاری می‌گویند. دومی این است که یک روزنامه‌نگار باید لحظه به لحظه کار کند. جمله قشنگی از «کریس فراست» نقل شده است که می‌گوید روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است که دایم رو به کمال می‌رود اما هیچ وقت کمال نمی‌پذیرد. مفهوم این جمله آن است که روزنامه‌نگاری دایم در حال تحول و تطور است. این به آن معناست که با هر خبر تازه و هر حادثه‌ای که در دنیا اتفاق می‌افتد، روزنامه‌نگار باید خود را وفق دهد. همین حالا یک روزنامه‌نگار باید بتواند با ماجرایی که در ترکیه یا مصر جریان دارد یا در افغانستان، خود را هماهنگ و بازسازی کند. این بازسازی هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ حرفه و هم به لحاظ مهارت‌های کار روزنامه‌نگاری است. در سال‌های اخیر متاسفانه یکی از ایرادهای اساسی که مطبوعات ما دارند، حرفه‌ای‌نبودن محیط کار است. نباید فراموش کرد که اغلب افرادی که در روزنامه‌ها کار می‌کنند، خوب هستند و روزنامه‌ها اگر زنده‌اند، به همت و پشتکار آنهاست اما واقعیت این است که روزنامه‌نگارهای ما در برشی از زمان متوقف می‌شوند و نمی‌خواهند بپذیرند که باید خود را با زمانه همساز کنند و لازم است که به‌روز باشند. این یکی از ایرادهای مهمی است که هیچ ربطی به وزیر ارشاد و کابینه و آقای رییس‌جمهور ندارد؛ خود ما باید این کار را بکنیم. یک مشکل دیگر که به نظرم باید از درون یا به قول شما از پایین به آن توجه شود این است که ما باید روزنامه‌نگاری را از نظر اهداف بازتعریف کنیم. باید برای خودمان و نه دیگران روشن کنیم که ما چرا به این حرفه می‌پردازیم. چه می‌خواهیم بکنیم؟ چه هدفی داریم؟ چرا روزنامه «شرق»، امروز چاپ شده و فردا هم باید چاپ شود. چه «خالی‌گاهی» را باید پر کند؟ به نظرم این تعریف هم گم است یعنی کسی این تعریف را برای خودش نکرده است. سومین نکته‌ای که بر آن اصرار زیادی دارم این است که باید مخاطب را بشناسیم. چیزی که متاسفانه در جامعه رسانه‌ای ما به هیچ‌وجه به آن اهمیت داده نمی‌شود. ما باید بدانیم که برای چه کسی روزنامه منتشر و رادیو و تلویزیون راه‌اندازی می‌کنیم. برای چه جور مخاطبی؟ این درست نیست که من قاضی‌زاده، به تصور اینکه فلان زمینه را دوست دارم، هر روز روی این زمینه کار کنم یا دیگران را وادارم روی آن کار کنند بدون توجه به اینکه مخاطب چه می‌گوید و چه می‌خواهد. بنابراین باید این توضیح را بدهم که برخلاف ادبیات، شعر و مواردی مانند دفترچه خاطرات که فضایی بسیار شخصی است، شما وقتی که روزنامه منتشر می‌کنید یا رادیو و تلویزیون راه‌اندازی می‌کنید، برای مخاطب کار می‌کنید، نه برای خود و البته که باید توجه داشت این مخاطب، مخاطب عام است. آنچه در روزنامه منتشر می‌شود با چیزی که برای مثال به عنوان رمان منتشر می‌شود، متفاوت است. قرار نیست همه مردم نوشته‌های «محمود دولت آبادی»- با آن همه عرض و طول در ادبیات ایران و در نظر گرفتن اینکه جزو دو، سه چهره فراموش نشدنی و بزرگ است - بخوانند اما روزنامه «شرق» را همه باید بتوانند بخوانند. شما در حال انتشار روزنامه برای مخاطبی هستید که نه اسمش را می‌دانید و نه می‌دانید کجای ایران نشسته و نه می‌دانید شغلش چیست.

ما باید بدانیم برای این مخاطب چه باید بکنیم و چه دستپختی باید تدارک ببینیم. این سه زمینه هست، البته زمینه دیگری هم هست و آن عبارت است از آموزش روزنامه‌نگاری. من به عنوان یک خادم دانشگاهی عرض می‌کنم هیچ ربط معناداری میان محیط کلاس درس روزنامه‌نگاری در همه سطوح از دکترا تا دوره‌های کوتاهی که برای آموزش می‌گذارند، وجود ندارد و این دو فضا، دو دنیای کاملا متفاوت‌اند؛ دو دنیای کاملا بیگانه. من نمی‌توانم همه چیز را بگویم. استاد روزنامه‌نگاری که جلو شاگردانش می‌ایستد و می‌گوید روزنامه‌نگاری کاری غیر از خودسانسوری نیست، چه انتظاری دارد که دانشجو چیز درخوری بیاموزد؟ من فکر می‌کنم که این ارتباط باید خیلی زود برقرار شود. ما باید محیط آموزشی را تبدیل به محیطی بکنیم که برای تحریریه آماده شود نه برای کارهای دیگر.

شما به مسایل کلان اشاره کردید اما در مورد این مسایل چه می‌توان کرد و از چه افرادی باید انتظار داشت که برای حل این مسایل پیشقدم شوند؟

بهترین کاری که می‌شود کرد البته کاری است که شاید برای برخی روزنامه‌ها انجام آن امکان‌پذیر نباشد. اول از همه باید ناشر روزنامه قایل به این باشد که روزنامه‌نگاری یک علم است. علم هم نباشد، یک مهارت است. شما می‌توانید دست هر آدمی که در خیابان می‌بینید، اره و رنده بدهید؟ نمی‌توانید. باید به آموزش در عرصه روزنامه‌نگاری معتقد بود. همیشه این انتقاد به شکل کلی مطرح می‌شود که مردم ما روزنامه نمی‌خوانند، مردم ما شفاهی شده‌اند، مردم ما بیشتر با اینترنت هستند در حالی که باید بگویم اینها همه خواب و خیال است. واقعیت این است که ما چیزی نداریم تا به مردم بدهیم و آنها را جذب کنیم. ما در طی سال‌ها با مردم همذاتی و همراهی نکرده‌ایم. با مردم با مشکلات و آرزوهایشان و عشق و نفرت‌شان راه نیامده‌ایم. البته بخشی از این مساله این است که از بیرون نگذاشته‌اند این اتفاق بیفتد، این اما همه ماجرا نیست. روزنامه‌نگار باید بداند هر مفهومی را چگونه باید بی‌خطر روی کاغذ و کیبرد بیاورد. روزنامه‌نگاری که بنشیند با صراحت چیزی بنویسد که پیامد آن زندانی‌شدن باشد، روزنامه‌نگار نیست، چهره سیاسی است. این فرد باید مانیفست بنویسد و با ارگان حزبی کار کند. روزنامه‌نگار باید بداند چه می‌گوید. باید بداند قانون در مورد افترا چه نظری دارد. باید بداند قانون در مورد تشویش اذهان عمومی کجاها را مصداق می‌داند. وگرنه یک عکس یا کاریکاتور می‌تواند یک روزنامه را تعطیل کند... من در ابتدای بحث به حرفه‌ای‌نبودن فضاهای کاری اشاره کردم، الان می‌خواهم بگویم یک دلیل اینکه این همه روزنامه در ایران تعطیل می‌شود، این است که بچه‌ها این حرفه را با دعوا و با تسویه حساب سیاسی و تسویه حساب شخصی اشتباه گرفته‌اند، در حالی که روزنامه‌نگاری اصلا این شکلی نیست.

ما به عنوان روزنامه‌نگار باید به مردم آگاهی بدهیم. اینکه می‌گویم فقط آگاهی بدهیم چیز کمی نیست. «چی، چرا، کجا، چرا، چگونه؟» چیز کمی نیست. ما باید به مخاطب اطلاع بدهیم و خود مخاطب باید میان بد و خوب تصمیم بگیرد. ما قرار نیست به مردم چیزی را القا کنیم آن هم با بدترین لحن‌های ممکن.

شما به شناخت مخاطب نیز اشاره کردید. چه بخشی، چه افرادی باید روی این موضوع بررسی و تحقیق کنند؟

در مورد شناخت مخاطب باید بگویم که در دنیای حرفه روزنامه‌نگاری، امری است بازرگانی. اینکه می‌گویم می‌دانم به خیلی‌ها برمی‌خورد اما رسانه قبل از اینکه هر چیز دیگری باشد، یک بنگاه اقتصادی است. روزنامه‌ای که منتظر باشد آقای مدیر کل ارشاد پنج‌میلیون کف دستش بگذارد تا وام‌هایش را پرداخت کند، این کاره نیست. ما الان دو، سه روزنامه داریم که سال‌ها و چند دهه است که منتشر می‌شوند بدون دیناری گرفتن از ارشاد. واضح است که این روزنامه‌ها کار حرفه‌ای انجام می‌دهند. وقتی که شما یک روزنامه مثلا به اسم «گلبرگ» را منتشر می‌کنید و می‌روید برای آن از وزارت ارشاد کمک بگیرید، ناچار می‌شوید مصالح ارشاد را در روزنامه‌تان در نظر بگیرید. در نتیجه از همان لحظه که این اتفاق می‌افتد، روزنامه شما از یک روزنامه تبدیل می‌شود به بولتن تبلیغاتی. شما وقتی که از شرکت فلان کمک مالی می‌گیرید، دیگر نمی‌توانید از آن شرکت انتقاد کنید. در دنیا روزنامه‌های حزبی هم داریم، روزنامه‌های جناحی هم داریم. روزنامه‌های وابسته به بنز هم داریم ولی روزنامه سراسری نه دستش را جلو دولت دراز می‌کند و نه از جایی کمک می‌گیرد. حرفش را با قدرت می‌زند، شرکت فلان هم خواهش می‌کند که یک صفحه آگهی آنها را چاپ کنند. ما اول باید نشان دهیم که بی‌طرف هستیم و کار خودمان را می‌کنیم.

در کتاب راهنمای روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» نوشته شده که کارکنان این روزنامه حق ندارند بلیت مجانی هواپیما از کسی بگیرند، حق ندارند دعوت به شامی را بپذیرند که مربوط به خبر و گزارش‌شان باشد. این یعنی استقلال. وقتی که یک رسانه‌ای، یک چنین استقلالی داشت، کار خودش را می‌کند و چون استقلال دارد، آگهی هم می‌گیرد. درست است که بی‌بی‌سی وابسته به وزارت خارجه انگلیس است ولی همه رسانه‌های دنیا که اینها نیستند. ما «اشپیگل» را داریم، «استاندارد» را در انگلستان داریم. «منچستر گاردین» را داریم. روزنامه‌هایی که دولتی هستند، از همان ابتدا تکلیف افراد با آنها مشخص است. «دویچه وله» تکلیفش از ابتدا مشخص است و مخاطب می‌داند که این رسانه، رسانه دولتی است در نتیجه هیچ وقت آن را با «KFT» قاطی نمی‌کند. شمای بیننده، شنونده و خواننده هم وقتی با اینچنین رسانه‌ای طرف می‌شوید، می‌دانید با چه خطی طرف هستید. هنگامی که شما یک چنین محیط مستقل کاری را همراه با استقلال مالی ایجاد کردید به ناچار می‌روید دنبال کسانی که این کاره هستند چون نان شب شما وابسته به درآمدن این روزنامه است. ناچار می‌شوید به دنبال یک سردبیر خوب بروید، به دنبال دبیرهای قابل بروید و ناچار هستید در بخش آگهی‌ها و فنی از افراد حرفه‌ای کمک بگیرید. در چنین فضایی، کاغذی می‌خرید که تا حد ممکن ارزان باشد اما کیفیت داشته باشد. بدون تردید این محیط حرفه‌ای در بستر استقلال و در بستر کار بازرگانی به وجود می‌آید چون شما قرار نیست از کسی کمک بگیرید. اما همین حالا اگر این پرسش مطرح شود که چه تعدادی از روزنامه‌های ایران بدون کمک وزارت ارشاد سرپا می‌مانند، چه جوابی می‌توان به آن داد؟ یک روزنامه به من نشان دهید، که ادعا کند مخارجش را از آگهی‌ها تامین می‌کند. وقتی روزنامه‌های نامدار را ورق می‌زنیم، با چند صفحه آگهی مواجه می‌شوید؟ غیر از همشهری که از اول پایه را درست گذاشته و اندازه کتاب جنگ و صلح، هر روز آگهی چاپ می‌کند.

وقتی در مورد مسایل روزنامه‌نگاری صحبت می‌کنیم باید به این موضوع توجه داشته باشیم که در محیط رقابت، شما ناچارید جلو بروید وگرنه حذف می‌شوید. در یک چنین رقابتی از هر نظر باید حرفه‌ای کار کنیم. بازاریابی و شناخت مخاطب باید حرفه‌ای باشد و البته که تمامی اینها باید در خدمت موفقیت اقتصادی باشد.

منبع: روزنامه شرق

 
 

ارسال مطلب به:

Cloob del.icio.us  Digg    
 

 

 

 رسانه‌های جمعی | رسانه‌های اجتماعی | رسانه‌های دیجیتال | رسانه‌های شخصی | روزنامه‌نگاری | علوم ارتباطات | زندگی رسانه‌ای | تبلیغات | سازمان‌های رسانه‌ای | رویدادها

صفحه اول |
راهنمای روزنامه‌نگاران | راهنمای دانشگاه و آموزش | رسانه‌های اجتماعی | برچسب‌ها | پیوندها | نقشه ‌سایت | تبلیغات | درباره ما | RSS

 
 
صفحه اول
رسانه‌های جمعی
رسانه‌های دیجیتال
رسانه‌های شخصی
رسانه‌های اجتماعی
سازمان‌های رسانه‌ای
رویدادهای رسانه‌ای
زندگی رسانه‌ای
علوم ارتباطات
روزنامه‌نگاری
تبلیغات
 
خبرنامه

با وارد کردن ایمیل و مشترک شدن در خبرنامه، مطالب روزانه ارسال می‌شود

 

 

 

 
info-at-medianews.ir Feed Google Plus Twitter Facebook