خبرگزاری ایسنا - آیا ابزارهای دیجیتال صرفا ابزارهای انتقال پیامند و عملکرد آنها تابع شیوه استفاده ماست یا اینکه این ابزارها خود مولد نوع خاصی از فرهنگ هستند؟ اینها سوالاتی است که این گزارش بهدنبال یافتن پاسخی برای آنهاست.
در زبان انگلیسی تعبیری رواج یافته است که میگویند: Electronic for everything (منظور الکترونیک برای همه چیز) و "E" در کنار موضوعهای مختلف به کار میرود، این عبارت کنایه از فرایندی است که جامعهشناسان از آن به دیجیتالی شدن "digitalisation" یا "الکترونیکی" electeronization شدن نام میبرند.
به اعتقاد کارشناسان، الکترونیکی یا دیجیتالی شدن فرایندی است که انسان از طریق ابزارها، فنون و رسانههای دیجیتالی مانند شبکه اینترنت و رایانه به تولید، تکثیر، اشاعه و انتشار نمادها و معانی می پردازد و از طریق آنها زندگی خود را سامان و معنا میبخشد.
در نتیجه رشد و گسترش رسانههای دیجیتالی و الکترونیکی و افزایش کاربرد آنها در تمام ابعاد زندگی روزمره از فعالیتهای تجاری بزرگ بانکی، خرید و فروش رایانهیی و آموزش از راه دور رایانهیی گرفته تا آشپزی و کارهای جزئی درون خانه، فرایند دیجیتالی شدن نیز گسترش یافته است و در حال تغییر دادن عادات بنیادین ما در زمینههای مختلف فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
امروزه در آموزش، دانشآموزان و دانشجویان متقاضی استفاده هرچه بیشتر تکنولوژیهای آموزشی دیجیتالی هستند و کلاس های بدون تصویر و صدا و بدون کاربرد پاور پوینت برای آنها ملال آور و بهتر است بگوییم غیرقابل تحمل شده است یا در آشپزخانهها نیز سالهاست که ماکرویو و ماشین لباسشویی و دیگر وسایل تماما مجهز به برنامهها و دستورهای از پیش تعیین شده رایانهیی برای انجام فعالیتهای خود شدهاند و دیگر نیازی به تنظیم دستی آنها نیست.
درباره بانکها و سازمانهای دیگر نیز نیازی به توضیح نیست زیرا هر یک ما لاجرم هر روزه شاهد نقش رایانهها در آنها هستیم. شاید تلفنهای همراه بیش از هر ابزار دیگر رایانه و اینترنت را به زندگی روزمره ما وارد کرده است. کافی است یک روز تلفن همراه ما قطع یا به هر دلیلی از دسترس ما خارج شود، دچار احساس غریبی می شویم.
به اعتقاد کارشناسان این احساسی است که در نتیجه خروج و انزوای ما از مدار دنیای دیجیتال دست میدهد. به هر حال ما نیز مانند مردمان در آنسوی آبها به دنیای دیجیتال خو کردهایم. این حس که برخی از تحلیلگران با عنوان اعتیاد از آن نام میبرند از بازیهای رایانهیی در دنیای کودکی شروع میشود و با اعتیاد به وبلاگنویسی و خواندن مطالب آنلاین به کمال میرسد.
شاید برای بسیاری، رایانه صرفا ابزاری برای شنیدین موسیقی، تماشای فیلم، بازی یا ارسال ایمیل است. بسیاری نیز هنوز از نزدیک شدن به رایانه وحشت دارند و چگونگی استفاده و کار با آن را اصلا نمیدانند. برخی دیگر نیز رایانه را جزء وسایل فرزندان میدانند و آن را از دنیای بزرگسالان بیرون گذاشتهاند؛ در حالی که برخی رایانه را ابزاری مدرن و سکولار میدانند، برخی دیگر به سیدیها و وبسایتهای مذهبی عادت کرده و دنیای مذهبی مجازی بزرگی بوجود آوردهاند.
اما در دنیای جدید نه تنها توانایی خواندن و نوشتن بلکه آشنایی با رایانه و کار با آن جزئی از مهارتهای ضروری زندگی شناخته شده و ناآشنایان با «سواد رایانهیی» جزو گروه «بیسوادان» طبقهبندی میشوند.
دکتر نعمتالله فاضلی - عضوهیئت علمی دانشگاه - در مقالهای که عنوان این گزارش هم از آن گرفته شده و در فصلنامه رسانه منتشر شده به برخی از ویژگیهای چگونگی تجربه دیجیتالی شدن جامعه و فرهنگ ایران اشاره کرده است: نخستین و قابل توجهترین نکته در زمینه دیجیتالی شدن جامعه ایران، مقاومت اندک اندک مردم و فرهنگ ایران در برابر ورود رایانهها و اینترنت به درون جامعه و حتی خانههای ایران است.
تاریخ تحولات یک دو قرن اخیر نشان میدهد مردم ایران مانند دیگر ملتها اغلب در برابر ورود تکنولوژیهای روزآمد و جدید مقاومتهای جدی نشان دادهاند و سالیان سال از پذیرش آن سرباز زدهاند. اما ورود رایانه در خانههای ایرانی با مقاومت جدی روبرو نشد و اگرچه تردیدهایی درباره برخی جنبههای اینترنت وجود داشت و هنوز نیز وجود دارد اما کلیت رایانه به مثابه ابزاری مشروع، پذیرفته شده است.
در حالی مردم ایران از نظر فرهنگی مشروعیت فرهنگی رایانه را پذیرفتهاند که این ابزار به مراتب بیش از چرخ خیاطی و دوچرخه دارای کارکردها و پیامدهای فرهنگی برای آنها است. اینکه چرا و چگونه مردم بدون مقاومت، حضور رایانه در منازل و محل کارشان را پذیرفتند نیازمند بررسیهای تجربی است.
شاید سرعت تغییرات فرهنگی و اجتماعی به اندازهای است که مجال اندیشدن به مردم را نمیدهد و مردم در برابر تکنولوژی های جدید مانند ماهواره، تلفن همراه، اینترنت و رایانه مجال چند و چون کردن را از دست دادهاند. اما رایانهها و تکنولوژی های جدید دیگر بسیاری سریع فراگیر شدند و در مدت اندکی خصلت طبقاتی خود را از دست دادند.
مثلا تلفن همراه که برای مدت کوتاهی خصلت طبقاتی داشت؛ امروزه کارگر و کارفرما و زن و مرد و حتی کودکان و نوجوانان دارای تلفن همراه هستند. عمومیت رایانه شاید بیش از تلفن همراه است زیرا مدارس، دانشگاهها و مراکز عمومی و دولتی خدمات رایانهیی در اختیار همه قرار میدهند و آنها که در منزل دسترسی به رایانه ندارند، در محل کار می توانند از رایانه استفاده کنند.
در این زمینه علاقه کودکان، نوجوانان و زنان به رایانه بسیار قابل توجه است. اما نباید از نظر دور داشت که هنوز رایانه نتوانسته است آنطور که باید به روستاها راه یابد و دنیای دیجیتال ایرانی همچنان خصلت «شهری» دارد. البته در این زمینه روستاهایی هستند که به دنیای اینترنت وصل شدهاند و هستند خانههایی که رایانه به آنها راه یافته است. اما این موارد به اعتقاد کارشناسان همچنان استثناء هستند و بخش کوچکی از جمعیت روستایی ایران را در برمی گیرد.
اما موضوع نحوه استفاده و کاربردهای ایرانی ابزارهای دیجیتال و رایانهیی هم مهم است؛ بهرهبرداری کامل و قابل قبول از امکانات و خدمات رایانهیی مستلزم مجموعه ای از تحولات زیرساختی است که دسترسی به رایانه یکی از آنهاست.
هنوز همه مردم ایران آشنایی کامل با امکانات و خدمات رایانه ندارند و دسترسی به رایانه نیز کم هزینه نیست و از سویی هنوز دلبستگیها و عادتهای بسیاری به روشهای سنتی انجام امور دارند. در نتیجه این عوامل و عوامل بسیار دیگر، هنوز رایانهها نتوانسته اند تمام زندگی روزمره مردم را تصاحب کنند.
کاربردهای سنتی، مدرن، شبه مدرن و شبه سنتی رایانه در جامعه ایران امکان طبقهبندی فرهنگی این ابزار را از بین برده است. همچنین امکان طبقهبندی جنسیتی، قومیتی، اقتصادی و اجتماعی نیز برای این ابزار کمتر وجود دارد. البته همچنان ممکن است بتوان به نحو کم رنگ تمایزهایی در این زمینه مشاهده کرد. ولی هنوز دادهها و بررسی های تجربی لازم در این زمینه در اختیار نداریم تا بتوانیم تصویر روشنی از ابعاد قومیت، جنسیتی، فرهنگی و اقتصادی دیجیتالی شدن در ایران ارائه کنیم.
اما دیجیتالی شدن به سبک ایرانی پیامدهایی هم دارد؛ به اعتقاد کارشناسان گسترش رسانهها بهخصوص رسانههای تصویری و گسترش اینترنت و بازیهای رایانهیی مجموعهای گستردهای از پیامدهای فرهنگی گوناگون در جامعه معاصر بوجود آورده است. یکی از این پیامدها «بصری شدن» فرهنگ معاصر است.
دکتر فاضلی دراین باره معتقد است که انسان امروزی در فضای انباشته از تصاویر، بتدریج به تصاویر خو کرده و شیوه اندیشیدن او بیش از هر زمانی در تاریخ وابسته به تصاویر شده است. ما دیگر به کمک تصاویر میاندیشیم. این همان فرایند بصری شدن فرهنگ معاصر است که عمدتا رسانهها، رایانهها و اینترنت نقش اساسی در آن داشتهاند.
نسل جوانتر ایران که سر و کار و آشنایی بیشتری با رایانه دارد، بتدریج تحت تاثیر رایانهها بصری میاندیشد و به زندگی آنلاین و نگریستن به صفحه مونیتورها بیش از چیزهای دیگر خو کرده است. تلاش برای آنلاین کردن همه چیز تا حدودی به دلیل تقاضای اجتماعی است که نسل دیجیتال بوجود آورده است.
همچنین انتشار روزنامهها بصورت آنلاین نیز پاسخی به این تقاضاست. اگرچه مجموعه وسیع امتیازهای فنی و اجتماعی انتشار آن لاین روزنامه مانند سهولت و گستردگی جهانی دسترسی به مطالب، کم هزینه بودن انتشار، سرعت انتشار، سهولت آرشیو مطالب، سهولت خواندن مطالب، قابلیت دسترسی دائمی، سهولت بکارگیری رنگها و طراحیهای رایانهیی در صفحه آرایی، انعطافپذیری و قابلیت بسیار در طراحی، صفحهآرایی و تنوع بیشتر فونتها و رنگها، و قابلیت بیشتر ارتباط دو سویه با مخاطبان جملگی باعث شده است که روزنامهها هر روز بیش از گذشته بسوی آنلاین شدن حرکت کنند اما همچنان تعداد روزنامههای آن لاین کشور کم شمار است و روزنامههای موجود اغلب همان نسخه چاپی خود را بهصورت آنلاین نیز ارائه میکنند.
در هر حال گسترش ابزارهای دیجیتال، یعنی رایانه، اینترنت، تلفن و بهخصوص تلفنهای همراه و ابزارهای دیجیتال خانگی، بر نهادهای اصلی جامعه ایران یعنی فرهنگ، سیاست، خویشاوندی، روابط اجتماعی افراد و آموزش تاثیر گذارده است و فرایند دیجیتالی شدن در حال شکل دادن فرهنگ خاص خود است. البته به تاکید کارشناسان این سخن به معنای آن نیست که این اتفاق اکنون به کمال رسیده است. بلکه منظور شکلگیری روند تحول بهسوی فرهنگ دیجیتال است و روند در سراسر کشور و در بین تمام گروهها و اجتماعات ایرانی یکسان نیست.